العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
55
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
بود زين العابدين عليه السلام آن را خواند . نگهبانان به زبان رومى به يكديگر گفتند در ميان اين اسيران كسى شايستهتر از اين جوان بخونخواهى آن شهيد نيست ( منظورشان على بن الحسين بود ) . ابن شهاب زهرى گفت على بن الحسين كه برجستهترين بنى هاشم بود فرمود ما را به نحوى كه اسلام خواسته دوست داشته باشيد محبت شما پيوسته بنفع ما بود تا بالاخره از قانون و قاعده اسلام خارج شديد سبب عيب و عار ما گشتيد . عبد الله بن موسى از پدر خود و او از جدش نقل كرد كه مادرم فاطمه دختر حضرت حسين پيوسته مرا وادار ميكرد كنار دائيم على بن الحسين بنشينم هر وقت خدمت ايشان مىنشستم استفاده زياد ميبردم يا ترس از خدا در دلم تهيج ميشد زيرا ميديدم چگونه از خدا ميترسد و يا دريچهاى از علم برويم گشاده ميشد . عبد الله بن محمد قرشى گفت حضرت زين العابدين هر وقت وضو ميگرفت صورتش زرد ميشد خانوادهاش عرض ميكردند اين چه حالت است ؟ ميفرمود ميدانيد ميخواهم در مقابل چه كسى بايستم ؟ ارشاد ، مينويسد سخن از مقام على بن الحسين خدمت خودشان شد فرمود ما را كافى است كه از افراد صالح خانواده خود باشيم . امالى شيخ مينويسد . ابى اسامه از حضرت صادق نقل كرد كه فرمود على بن الحسين عليه السلام ميفرمود نوشيدن هيچ نوشيدنى بر من گواراتر از فرو بردن خشم نيست كه متعاقب آن صبر باشد هرگز مايل نيستم معامله كنم فرو بردن چنين خشمى را با شتران سرخ موى . ميفرمود صدقه خشم پروردگار را فرو مىنشاند هرگز تكبر و خودخواهى نداشت صدقه را ميبوسيد قبل از اينكه در دست گدا قرار گيرد . عرضكردند چرا چنين ميكنى ميفرمود من دست گدا را نمىبوسم من دست پروردگار را ميبوسم زيرا قبل از اينكه در دست سائل قرار گيرد در دست خدا قرار ميگيرد .